آزاد کردن زندانیان جرائم غیرعمد، مصداق آزادسازی برده در اسلام است

آزاد کردن زندانیان جرائم غیرعمد، مصداق آزادسازی برده در اسلام است

 

 

 

 

 

دكترسيداحمد هاشمی: متأسفانه در عصر حاضر تحت تأثیر تبلیغات مسموم، وقتی نام بردگی به میان می‌آید نام اسلام هم در کنارش در ذهن تداعی می شود. درحالی‌که عکس این مطلب درست است. یعنی اسلام نه‌تنها بردگی را تأسیس یا تشویق نکرده است بلکه درآیات زیادی مانند آیه‌ 13 سوره‌ی بلد، آیه‌ 92 سوره نساء، آیه‌ 89 سوره مائده و آیه‌ 3 سوره مجادله به آزاد کردن برده تشویق می‌کند و آزاد کردن برده‌یا به‌ عنوان قُربَت و عبادت و یا برای کفاره برخی از گناهان قرار داده‌شده است. شکی نیست دینی که اساساً برای آزاد کردن انسان از بندگی انسان و رساندن او به بندگی خدا نازل‌شده است، خود نه بنیان گزار بردگی بوده و نه بردگی انسان را به رسمیت می‌شناسد.

دین اسلام در زمانی ظهور پیدا کرد که در دنیای آن روز بردگی به بدترین شکل خود رواج داشت. عمر برده‌داری به ‌اندازه عمر ظلم وستم و بی‌عدالتی و نظام طبقاتی در تاريخ بشر است. در تمدن‌های باستان، برده‌داری اساس توليد و بهره‌وری بود و در برخی از اين تمدن‌ها، مانند تمدن فراعنه در مصر و تمدن روم باستان و تمدن يونان و ایران، نظام طبقاتی بسته، مانع از آزادی بردگان می‌شد. در برخی از اين تمدن‌ها مانند تمدن روم باستان، اقليت با آقايان و اکثریت با بردگان بود و گاهی بردگان در اين تمدن‌ها برای احقاق حقوق خود دست به شورش می‌زدند، مانند شورش اسپارتاكوس در سال 737 ق م.

در دنيای قديم يک انسان از کانال‌های گوناگون و به شیوه‌های مختلف زير يوغ بردگی می‌رفت. برخی از اين کانال‌ها عبارت بودند از:

1- جنگ: بدون توجه به مشروع يا غير مشروع بودن آن، اسيران جنگی به برده و زنان به کنيز تبديل می‌شدند.

2- آدم‌ربایی: انسان‌های ربوده‌شده به‌طور خودکار به برده تبديل می‌شدند.

3- ارتکاب جرم‌های سنگين: مانند قتل، دزدی و زنا موجب بردگی محکومين می‌شد.

4- ناتوانی از پرداخت وام: موجب می‌شد تا فقرای بدهکار برده‌ی ثروتمندان طلبکار شوند.

5- سلطه‌ پدر بر فرزند: به او اين حق را می‌داد تا فرزندان خود را بفروشد که در نتیجه به برده تبديل می‌شدند.

6- سلطه‌ انسان بر خودش: به او اين حق را می‌داد تا خود را بفروشد و به برده تبديل شود.

7- فرزندانی که از اين بردگان به دنیا می‌آمدند به‌طور خودکار برده می‌شدند. ولو اينکه پدرشان آزاد باشند.

باوجوداینکه کانال‌های روزافزون برده گيری بسيار متعدد و گوناگون بود، اما کانال‌های آزادی يا کاملاً بسته بود، يا بسيار سخت و اندک بود. درست مانند قيفی که ورود به آن آسان و خروج از آن مشکل است.

در مقابل اين وضعيت تأسف‌بار، اسلام راه آزادی بردگان و لغو نظام بردگی را در پيش گرفت. اما با يک روش واقع‌گرایانه و انقلابی. بدين معنا که اسلام واقعيت را ناديده نگرفت و از روی آن نپريد؛ کما اينکه آن را به‌طور کامل به رسميت نشناخت. اسلام در آغاز تقریباً تمام کانال‌های برده گيری رايج آن زمان را مسدود کرد. به ‌استثنای اسيران جنگ‌های مشروع و فرزندانی که والدينشان برده بودند. حتی در جنگ‌های مشروع هم طبق آیه‌ 4 سوره محمد، هر اسیری را لزوماً برده نمی‌کند. بلکه باب آزادی اسيران را باز می‌گذارد که با منَّت يا فديه آزاد شوند.

به‌عبارت‌دیگر از دیدگاه قرآن، اسيران جنگی اصولاً به دو صورت آزاد می‌شوند: يا آزادی بدون فديه و یا آزادی در مقابل پول و یا تبادل اسرا. نکته‌ قابل‌ملاحظه در اين آيه آن است که آيه برای حل مشکل اسرای جنگی، فقط به دو گزینه‌ منت نهادن و فديه گرفتن اشاره می‌کند، ولی به گزینه‌ برده کردن أسرا (نه در اين آيه و نه در هيچ آیه‌ ديگر) نفياً و اثباتاً اشاره ای نمی‌کند.  اين امر اشاره لطيفی دارد به اينکه قرآن کريم درصدد الغای بردگی است و نه درصدد تثبيت آن به‌عنوان يک تشريع ثابت و دائم فرازمانی و فرامکانی. گزینه‌ برده کردن اسرای جنگی بيشتر به‌عنوان يکی از گزینه‌های پيش روی حاکم اسلامی در مقابل اسرای جنگی مطرح‌شده است. در اين زمينه اسلام تنها به بستن کانال‌های متعدد برده‌داری در جهان آن روز بسنده نکرد. بلکه در کنار به رسمیت شناختن جزئی برده‌داری کانال‌های آزادی بردگان را توسعه داد و پیروان خود را به بهانه‌های مختلف به آزادی بردگان تشويق نمود و آزادی بردگان را کفاره‌ بسياری از گناهان قرار داد. به‌عبارت ‌دیگر، اسلام در راستای سياست گام‌ به‌گام الغای برده‌داری، ابتدا کانال‌های ورودی برده‌داری را تنگ و کانال‌های خروجی آن را گشاد نمود. درست مانند قيف وارونه‌ای که ورود به آن مشکل و خروج از آن آسان است.

راه های آزادسازی بردگان در اسلام

اسلام حداقل هشت كانال را برای آزادسازی بردگان در نظر گرفته است. در اينجا نخست به اعمالی اشاره می‌کنیم که کفاره آن آزاد کردن برده است:

1- اگر کسی سوگند یادکرد و به آن سوگند وفا نکرد، کفاره‌اش در مرحله اول آزاد کردن يک برده است.

2- اگر کسی مرتکب قتل شد (چه عمدی چه سهوی) کفاره‌اش در مرحله اول آزاد کردن يک برده است.

3- اگر کسی زن خود را ظهار نمايد برای کفاره ظهار، کفاره‌اش در مرحله اول آزاد کردن يک برده است.

4- اگر مردی عمداً در روز رمضان با زن خود آميزش نمايد، کفاره‌اش در مرحله اول آزاد کردن يک برده است.

از ديدگاه اسلام بردگی همچون مرگ و آزادی همچون حيات است.  امام نَسَفی از مفسران قرن هشتم (710 هـ ق) در توجيه اينکه چرا قرآن آزادی برده را کفاره قتل خطا قرار داده می‌فرماید: «ازآنجا که قاتل، جان مؤمنی را از ميان زندگان خارج کرده است، بر او لازم است تا جانی مانند او را در ميان آزادگان وارد نمايد. زيرا آزاد کردن جانی از بردگی، مانند زنده کردن آن است. زيرا که برده در حکم مرده است و بردگی از آثار کفر است و کفر در حکم مرگ است.»

از ديدگاه اسلام بردگی همچون مرگ و آزادی همچون حيات است.  امام نَسَفی از مفسران قرن هشتم (710 هـ ق) در توجيه اينکه چرا قرآن آزادی برده را کفاره قتل خطا قرار داده می‌فرماید: «ازآنجا که قاتل، جان مؤمنی را از ميان زندگان خارج کرده است، بر او لازم است تا جانی مانند او را در ميان آزادگان وارد نمايد. زيرا آزاد کردن جانی از بردگی، مانند زنده کردن آن است. زيرا که برده در حکم مرده است و بردگی از آثار کفر است و کفر در حکم مرگ است.»

راه های ديگر آزادی بردگان در اسلام

اسلام علاوه بر موارد فوق به بهانه‌های مختلف پيروان خود را به آزادی بردگان تشويق کرده است، برای مثال:

1- آزادي بردگان به‌قصد قربت و عبادت: قرآن کريم درآیات متعدد آزادی بردگان را نوعی عبادت و تقرب به درگاه خداوند تلقی می‌کند و برای آن اجر بزرگی در نظر می‌گیرد، وآنرا در رديف غذا دادن به يتيمان و مسکینان در روز گرسنگی قلمداد می‌کند، در سوره‌ البلد [12-16] می‌فرماید: و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چيست (12) برده‏اى را آزاد کردن (13) يا در روز گرسنگى طعام دادن (14) به يتيمى خويشاوند (15) يا بينوايى خاك‏نشين (16).

2- آزادي بردگان از طريق زكات: يکی از گروه‌های هشتگانه مستحق زکات، بردگانی هستند که درصدد بازخريد و آزادی خود هستند که سهمی از زکات به آن‌ها تعلق می‌گیرد و قرآن كريم در آیه‌ 60 سوره توبه و آیه 177 سوره بقره از آن‌ها به « وَفِي الرِّقَابِ » یاد می‌کند.

3- آزادي بردگان از طريق مكاتبه: كتاب يا مكاتبه عقدي است كه بين آقا و برده منعقد مي‌شود مبني بر اينكه برده برای خودکار كند و در سررسيدهاي معين، اقساط قيمت خود را به آقا بپردازد و در نهایت آزاد شود. قرآن كريم در آیه‌ 33 سوره نور به این مطلب اشاره فرموده است.

4- آزادي بردگان از طريق تدبير: تدبير از دُبُر به معنای «پشت» مشتق شده است و این بدان معناست که آقا به برده‌اش بگويد: «تو پس از مرگ من آزادی» که در اين صورت بعد از مرگ آقايش آزاد می‌شود.

5- آزادي بردگان از طريق استیلاد: اين حالت خاص کنيزان است، يعنی اگر آقا با کنيز خود عمل زناشويی انجام داد و از او صاحب فرزند شد، آقا ديگر حق فروش و بخشش کنيز خود را ندارد و کنیز خودبه‌خود بعد از مرگ آقايش آزاد می‌شود.

6- آزادي بردگان به‌طور جزئی: اگر کسی بخشی از برده‌ خود را آزاد نمايد، تمام آن برده آزاد می‌شود، چون آزادی تفکیک‌ناپذیر است و قابل‌تجزیه نيست.

7- آزادي بردگان از طريق تملّک ارحام: اگر کسى مالک یکی از خویشاوندان خود شود (مانند پدر، مادر، خواهر، برادر و…) آن بنده آزاد خواهد شد.

ولی سؤال اساسی اینجاست: چرا اسلام یک‌باره برده‌داری را ریشه‌کن نکرد؟

گفتيم که اسلام در شرايطی پا به عرصه وجود نهاد که برده‌داری به‌صورت فجیع‌ترین شکل خود رواج داشت. پس اسلام در مقابل عمل انجام‌شده‌ای قرارگرفته بود که بايد برای آن چاره‌ای بينديشد و راه چاره را در آن ديد که یک‌باره با نظام بردگی درگیر نشود. بلکه ابتدا آن را قانونمند به قوانين اسلام نمايد و سپس کم‌کم آن را ریشه‌کن كند. اسلام نفی بردگی را به صورت یکباره به دو دليل انجام نداد:

1- علت اول پايبندی به اصل سياست گام‌به‌گام يا تدريجي بودن تشريع اسلامي است. مسئله‌ای كه غالباً مورد توجه قرار نمی‌گیرد اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه‌ای وارد شود ریشه‌کن كردن آن احتياج به زمان دارد و هر حركت حساب‌نشده نتيجه معكوسى خواهد داشت. درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك مبتلا شده و بیماری‌اش کاملاً پيشرفت نموده است و يا شخص معتادى كه ده‌ها سال به اعتياد زشت خود خو گرفته، در این‌گونه موارد حتماً بايد از « برنامه‌های زمان‌بندی‌شده» استفاده كرد. صریح‌تر بگوییم: اگر اسلام طبق يك فرمان عمومى دستور می‌داد همه بردگان موجود در آن را آزاد كنند، چه‌بسا بيشتر آن‌ها تلف می‌شدند، زيرا گاه نيمى از جامعه را بردگان تشكيل می‌دادند، آن‌ها نه کسب‌وکار مستقلى داشتند و نه خانه و لانه و وسیله‌ای براى ادامه زندگى. اگر در يك روز و يك ساعت معين همه آزاد می‌شدند يك جمعيت عظيم بيكار ظاهر می‌گشت كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند و به هنگامی‌که محروميت به او فشار می‌آورد به همه‌جا حمله‌ور شود و درگيرى و خونريزى به راه افتد. اينجاست كه بايد تدریجی آزاد شوند و جذب جامعه گردند. نه جان خودشان به خطر بيفتد و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند.  اسلام درست اين برنامه حساب‌شده را تعقيب كرد. با توجه به اين تدابير و با عنايت به اينكه اسلام راه ورودی برده‌داری را تنگ و راه خروجی آن‌ها باز گذاشته بود، بديهي است كه برده‌داری خودبه‌خود در مدت كوتاهی از بين می‌رفت، چون وقتی ورودي شما از خروجی‌تان كمتر باشد، بازده شما خواه‌ناخواه در کوتاه ‌مدت به صفر خواهد رسيد.

2- علت دوم اصل مقابله‌به‌مثل است. طبق آیه‌: « وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ [الشورى:40] يعنی: كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن؛ و هر كس عفو و اصلاح كند، پاداش او با خداست!» در آن زمان درحالی‌که دشمن در طرف مقابل، نيروهاي مسلمان را به اسارت می‌گرفت و به طرز فجيعي آن‌ها را به بردگی می‌کشاند، عقل و منطق و شرع حكم می‌کرد كه مسلمانان هم به‌عنوان يك اقدام بازدارنده و یا اهرم فشار، نيروهاي دشمن را به بردگي بگيرند؛ اما مانند او با اسرايش رفتار نكنند. بلكه طوري رفتار كنند كه طرف مقابل تحت تأثير قرار گيرد و از بردگي او به ‌عنوان يك فرصت براي آشنايي با دين جديد بهره بگيرند.

مصادیق آزاد کردن برده در عصر حاضر

شاید این سؤال در ذهن خوانندگان عزیز مطرح شود: در عصر حاضر که بردگی به سبک قدیم از بین رفته، چگونه می‌توان به آیاتی که مؤمنان را به آزاد کردن برده تشویق می‌کند، عمل کرد؟ واقعيتِ بردگي آن است كه انسان تحت فرمان انسان ديگری درآید و از خود اراده و اختیاری نداشته باشد. به‌عبارت‌دیگر بردگي يعني سلب اراده و اختیار انسان به‌صورت كلی يا جزئی. یکی از مصادیق آزاد کردن برده در عصر حاضر، آزاد کردن زندانیانی است که به دلایل غیرعمدی، همچون ورشکستگی غیرعمدی، دیه‌ قتل غیر عمد، مهریه همسر و موارد مشابه، سالیان سال در زندان بسر می‌برند و متأسفانه جامعه کنونی، آن‌ها را تا اندازه‌ای فراموش کرده است.

 

می‌توان به‌جرئت ادعا کرد که شرایط زندانی ولو اینکه از لحاظ رفاهی در بهترین وضعیت باشد، بسیار بدتر از بردگان در زمان گذشته است، چراکه برده در زمان گذشته گرچه از لحاظ حقوقی آزاد نبوده، ولی از لحاظ عملی در حبس آقایش نبوده و تقریباً مانند عضوی از خانواده آقا بوده و می‌توانسته آزادانه در میان مردم رفت‌وآمد کند و با آن‌ها تعامل نماید و حتی برده مکاتب می‌توانسته کار کند و برای آزادی خود درآمد کسب کند. اما زندانی در عصر حاضر آزادی عمل خود را از دست می‌دهد. در کنجی نگه‌داشته می‌شود، خانواده‌اش بی‌سرپرست می‌شوند، کار و شغل و درآمدش تعطیل می‌شود، جایگاه اجتماعی‌اش آسیب می‌بیند، از لحاظ روحی دچار آسیب‌های جدی می‌شود و به خاطر معاشرت با زندانیان بزهکار و مجرم، احتمال بزهکاری او در آینده افزایش می‌یابد. این وضعیت ایجاب می‌کند که نگاه جامعه به زندانیان جرائم غیر عمد تغییر کند و برای آزادی آنان، آستین همت را بالا بزند، چراکه این وضعیت ممکن است برای هرکدام از ما اتفاق بیفتد. خوشبختانه در کشور ما در این راستا اقدامات زیبایی به‌ویژه در ماه رمضان گذشته اتفاق افتاد و مردم نوع‌دوست ما برای این مهم مبالغ قابل‌توجهی را اهدا کردند. جشن گل‌ریزان یکی از این اقدامات زیباست که در نوع خود بی‌نظیر است. گفته‌شده در ماه رمضان امسال در بیش از ۳۰۰ جشن گل‌ریزان، 600 میلیارد تومان برای آزادی زندانیان جمع‌آوری‌شده است. ولی بهر حال این اقدامات گرچه مفید و لازم است اما کافی نیست و پیشنهاد می‌شود در شهرهای مختلف کمپین‌هایی برای آزاد کردن زندانیان جرائم غیر عمد تشکیل شود تا ان شاء الله در آینده شاهد روزی باشیم که نه‌تنها چنین زندانیانی را نداشته باشیم؛ بلکه شاهد باشیم که آن‌قدر تعداد زندانیان کاهش یابد که از فضای زندان‌ها به جای زندان، برای آموزش‌وپرورش نسل آینده استفاده شود.

این مقاله در شماره سوم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است.