گفتگو با ماشاالله صالحی از نخستین بنیان گذاران انجمن خیریه خور

گفتگو با ماشاالله صالحی از نخستین بنیان گذاران انجمن خیریه خور

انجمن خیریه صابرین خور، نهادی خيريه و عام المنفعه مي باشد که در راستاي جمع آوري کمک هاي خيرين جهت توزيع مناسب بين مستمندان و مهيا کردن شرايط لازم براي استفاده بهينه از آن در زمينه فعاليت هاي مختلف علمـی، اجتمــاعي، ديــنــي، ورزشــي و … تشکيل شده است. سنگ بناي انجمن خيريه صابرين شهر خور در سال 1363 شمسی گذاشته شد. در آن دوران سه تن از جوانان دلسوز اين شهر به نام هاي ماشاءالله صالحي، عبدالغني قطباء و منصور شفيعي اقدام به تأسيس صندوقي بنام «صندوق خيريه خور» نمودند. به مناسبت عید سعید قربان، مصاحبه ای را با ماشاالله صالحی یکی از نخستین بنیان گذاران انجمن خیریه خور داشته ایم.

ایوب محمودی: کمی از شروع کارتان در تشکیل انجمن خیریه در خور بگویید.

ماشاالله صالحی: به نام خدا و تشکر از شما. فکر کنم تابستان 63 بود که مشکلات امام مسجد داشتیم. یعنی به علت کهولت سن و کمبود بینایی، وقتی خطبه را از روی مقوایی که نوشته بود می خواند چندبار تکرار می کرد. صحبت هایی که با دوستان و دلسوزان داشتیم به این نتیجه رسید که تلاش کنیم یک فرد عالمی را برای اینکار در نظر بگیریم. انتخاب یک فرد عالم هم هزینه داشت. به طوری که حداقل می بایست ماهی ده هزار تومان برای این فرد در نظر می گرفتیم. در حقیقت این مشکل اولین جرقه تشکیل انجمن خیریه بود. برای همین در بانک صادرات حسابی را باز کردم. حساب 169 بانک صادرات و از مردم هم تقاضا کردیم کمک های مالی خود را به این حساب واریز کنند. همزمان با مراسم ختم مرحوم لطفعلی فاتحی ما در تابلو مسجد، تولد انجمن را به اسم انجمن خیریه اسلامی وخدمات اجتماعی خور اعلام کردیم.

ایوب محمودی: نحوه انتخاب اسم انجمن به چه صورت بود؟

ماشاالله صالحی: بعد از مشکل امام جمعه ای که عرض شد، طوماری توسط مردم نوشته شد که به دست یکی از علمای منطقه برسد تا برای این مشکل راه و چاره ای بیاندیشد. ایشان پیشنهاد کرد که جوانان خودتان را تشویق کنید تا در مدارس دینی تحصیل کنند تا نیازمند عالم و امام جمعه از مناطق دیگر نباشید. همین پیشنهاد بود در حقیقت که باعث شد سید احمد هاشمی و دیگران به تحصیلات دینی بپردازند. گرچه جز یکی دو نفر چندان نتیجه بخش نبود. سپس پیشنهاد کردند که یک حسابی را در بانک افتتاح کنید تا مردم کمک های مالی خود را در آنجا واریز کنند. سیصد نفر هم که عضو شوند و به این حساب نفری صدتومان واریز کنند در پایان ماه مبلغ خوبی جمع می شود که می تواند مشکل هزینه های امام جمعه را حل کرد. به دلایل یک سری از مشکلات، بانک صادرات در آن موقع حسابی را افتتاح نمی کرد. بنده دو تا حساب باز کردم 168 و 169 به اسم خودم که شماره دوم را برای انجمن قرار دادیم. همان موقع از مردم خواستیم که کمک های مادی و معنوی شان را از ما دریغ نکنند. بعضی دوستان هم آمدند و تشویق کردند و کار ما شروع شد. خیلی از پول هایی که به این حساب واریز می شد عبارت بود از پول روشنایی و پول نفت و سوخت و هیزم مسجد و…

ایوب محمودی: هر فرد تقریبا چه قدر به این حساب واریز می کرد؟

ماشاالله صالحی: در نظر بگیریدکه مثلا جنابعالی اجدادتان وصیت کرده بود که ثمر دو اصله نخلش وقف مسجد شود. یکی پولی که از کارگری به دست آورده بود را می داد، یکی پول روشنایی یکی پول گز  و به همین ترتیب. یکی وصیت می کرد که مثلا من این درخت گز را برای روشنایی مسجد داده ام. برای چراغ و نفت و هیزم و …پول این ها نزد مردم بود ولی راه به جایی نمی بردند که به دست چه کسانی برسانند. چون مصرف مسجد هم از حالت هیزم و نفت و این ها به برق تغییر پیدا کرده بود. ما از سال 1342 در خور برق داریم. حسابی که ما اعلام کردیم باعث شد این پول های سرگردان به حساب مذکور واریز شود. ما برای راحتی کار، قبضی را چاپ کرده بودیم و به هر کسی که مبلغی را واریز می کرد قبض یا رسید می دادیم و اعتماد مردم هم جلب می شد. در مرحله بعد شروع کردیم به نامه نگاری به مردم و خیرین. در مدت 14 ماهی که بنده به دلایلی موفق نشدم به خارج بروم برای کار، به این کار مشغول بودم. ما بعد از یک مدت به مردم یادآوری می کردیم که شما در سال گذشته مثلا 5 هزارتومان واریز کرده اید. همین باعث می شد که از ما تشکر کرده و مبلغ را واریز کنند. چه همان مقدار و چه بیشتر. مردم واقعا همکاری می کردند. یکسال بعد از شکل گیری این فعالیت ها از عبدالغنی قطبا هم درخواست کردم که به من کمک کند. ایشان در آن موقع به علت کار برق کشی ساختمان ها که بر عهده داشت خیلی مشغول بود و گفت که نمی رسم. من هم اصرار کردم بیا تا حداقل تنها نباشم در این کار.

ایوب محمودی: چند مسجد آن زمان در خور بود و هزینه ها را چگونه تامین می کردید؟

ماشاالله صالحی: کلا دو تا مسجد بیشتر نداشتیم. محله زیر و مسجد جمعه قدیم. بعد که ویزای ما درست شد مجددا به آقای قطبا گفتم که در اینکار با من همراهی کند چون ما چک می دادیم به امامان مساجد و کارهایی از این دست که نیاز به حضور فردی در خود خور بود. آن موقع حقوق امام مسجد سه هزار تومان بود و ما مثلا به شیخ عبدالله که موذن بود فقط 100 تومن می دادیم! به همین منوال گذشت و عبدالغنی هم نمی رسید برای کمک برای همین از منصور شفیعی درخواست کمک کردم و ادامه کار را به دست ایشان دادم.

ایوب محمودی: آن زمان نحوه عضوگیری افراد برای کمک به انجمن چگونه بود؟

ماشاالله صالحی: افرادی که خودشان داوطلبانه می آمدند که اسامی شان را در اختیار داشتیم. بقیه افراد را هم از کوچه و خیابان و مسجد در نظر می گرفتیم و اسامی افرادی که می توانستند به ما کمک کنند را می نوشتیم. در پایان هم نامه ای را تهیه می کردیم و در 15 شعبان هر سال نامه ها را برای افراد می فرستادیم و تقاضای کمک می کردیم. اتفاقا برخورد مردم با ما در این کار بسیار خوب بود. تا زمانی که بنده می خواستم بروم خارج تقریبا 240 هزارتومان در حساب انجمن داشتیم. شما حساب کنید با حقوق ماهیانه 3 هزار تومانی که به یک امام مسجد می دادیم! یعنی چیزی حدود 80 مورد پرداخت حقوق یک امام مسجد توسط همین مردم عزیز تامین شده بود. هر سال نامه ها را به دست مردم می رساندیم و اعضای بیشتری هم کمک می کردند. توزیع این نامه ها هم توسط خود مردم و با همکاری خودشان خیلی زود صورت می گرفت. مردم خودشان مشتاق بودند ونامه های خودشان، اقوام شان و حتی همسایه هایشان را بر می داشتند و می بردند تحویل می دادند. همکاری مردم به گونه ای بود که اگر روزی نامه ای دیر به دست شان می رسد گله می کردند و سراغ نامه را می گرفتند! از 1000 تومان کمک داشتیم تا 10000 تومان. به مرور زمان و با کاهش ارزش پول و تورم، مبلغ کمک مردم هم بیشتر می شد.

ایوب محمودی: فعالیت انجمن خیریه خور در آن زمان پس به نوعی محدود به پرداخت مواجب امامان مساجد بود؟    

ماشاالله صالحی: بله و ما در آن زمان فعالیت های متنوعی مثل امروز نداشتیم. در حد پرداخت حقوق ائمه مساجد و موذنین و کمک هزینه تحصیلی به طلاب و مخارج نظافت مسجد و تعمیرات جزئی مساجد.

ایوب محمودی: نحوه شکل گیری انجمن به صورت کنونی چه گونه بود؟

ماشاالله صالحی: پیش از اینکه انجمن به صورت کنونی خودش شناخته شود، فعالیتش محدود بود و البته در سالهایی هم وقفه هایی داشتیم. افراد زیادی با ما همکاری می کردند مثل مسعود رحیم زاده که با کامپیوتر آشنا بود و کارهای ما را سروسامان می داد. حتی ایشان چند اسم هم برای انجمن پیشنهاد دادند که تصویب نشد. منصور پیوند هم بعدها به ما اضافه شد و به این کار علاقه مند بود. با انجمن های خیریه اطراف آشنایی داشت و با ما در تماس بود و چندین بار نشست و جلسه داشتیم و یادداشت هایی بر می داشت و پیگیری کرد تا انجمن به صورت کنونی خودش را شکل داد.

ایوب محمودی: از چه سالی این شکل جدید انجمن شروع به کار کرد؟

ماشاالله صالحی: از سال 1388 انجمن ثبت شد و به صورت رسمی و به این شکل فعالیت دارد. البته ناگفته نماند از سال 63 که شروع کار ما بود تا سال 88 که انجمن ثبت رسمی شد حدود 25 سال فاصله است و در این مدت فراز و فرودهایی در فعالیت ما وجود داشته است. آن زمان مرحوم قاسمعلی اکرمی مبلغی را برای امامان مساجد تهیه می کرد و می فرستاد اما نه به حساب انجمن. بلکه مستقیم به دست خودشان می رساند. مسجد امام شافعی هم به همین ترتیب بود. به طوری که ما برای یک مدت فقط کمک هزینه تحصیلی طلاب را می دادیم. به مرور مساجد هم اضافه شد. هزینه مسجد جمعه قدیم را بهرام حاجی یوسف می پرداخت. حاجی سیف الله محمد زینل بانی درمانگاه خور هم هزینه مسجد دیگر را می پرداخت. برای همین عملا فعالیت انجمن برای چند سال خیلی کم شد چون هزینه امامان مساجد، مستقیم توسط خیرین به خودشان پرداخت می شد. اولین مسجدی که جدید ساخته شد مسجد ابوبکر صدیق بود. دومین مسجد مسجد فاروق بود. سومین مسجد مسجد عثمان بود و چهارمین مسجد هم مسجد علی ابن ابی طالب بود. قاسمعلی اکرمی که خدا رحمتش کند در مسائل مربوط به مساجد خیلی فعال بود. ضمن اینکه تورم بالا رفته بود و حقوق امامان مساجد کم بود، مقداری از هزینه آن ها را از ما می گرفت. یعنی از انجمن. مثلا 5 هزار تومان چک می گرفت تا به کمک حقوقی برود که به امامان مساجد می دادند. تا اینکه اولین دوره شورای اسلامی خور در سال 1378 شکل گرفت. امامان مساجد در شورا نسبت به کمبود کمک هزینه هایشان به نسبت گرانی و تورم موجود، گلایه کرده بودند. اول رمضان بود و روز جمعه که بعد از نماز شورا از ما دعوت کردند. در جلسه نسبت به مشکل مالی امامان مساجد صحبت شد و جلساتی مداوم تشکیل شد. ما هم قول مساعدت و همکاری دادیم. در مسجد عثمان با تعدادی از معتمدین محل جلسه گرفتیم و به این نتیجه رسیدیم که افرادی را مشخص کنیم تا به جمع آوری کمک های مالی بپردازند. معتمدین، مجدد دست روی ما گذاشتند و گفتند شما خودتان مسئولیت این کار را عهده دار شوید. با اینکه تعدادی افراد هم به ما اضافه شدند اما این افراد فعال نبودند و مجددا بار مسئولیت اصلی بر روی دوش خودمان بود. مجددا شروع به نامه نگاری و مکاتبه با خیرین کردیم. در این جلسه اسم صندوق خیریه بر روی انجمن گذاشته شد و مکاتبات ما هم تا مدت ها به همین نام بود. جا دارد یادی هم از ناصر طالبی داشته باشیم که با آن زبان نافذش زبان گویای انجمن خیریه بود و البته از اینکه اسم ایشان هم در زمان تشکیل و ثبت انجمن نیامده بود ناراحت شده بود که البته عامدانه نبوده و سهوی بوده است. ما هر چه از مردم خوب خور تشکر کنیم کم است. مردم همیشه پشت سر امورات خیریه بوده اند و هستند.

با تشکر فراوان از آقای ماشاالله صالحی عزیز که در این مصاحبه شرکت کرده و پاسخگوی پرسش های ما بودند.

 

  1. ناشناس05/12/2016 در 7:13 ب.ظ

    احسنت به اقای حاجی ماشاالله صالحی.واقعا مرد زحمت کش و مخلصی هستند خداوند امثال ایشان را بیافزاید